تبليغاتX
یه لنگه کفش -


یه لنگه کفش

...ت م ا م ن ا ت م ا م م ن ب ا ت و ت م ام م ی ش و د...

يه آرزوي دست نيافتني دارم.. يه آرزوي سرد.. آرزوم اونقدر دوره كه ميترسم خواستنش آخر ديونه ام كنه..
آرزوم قبل از اين اونقدرا دور نبود. يه قسمت از زندكيم بود.. اما حالا.. دستم به دامن هيج باب الحوائجي آويخته نيست.
خالي ام.. آخه دار و ندارم رو دور ريختم تا براي بودن تو جا داشته باشم.. خالي بودم. تو قدم قدم ميومدي و يادم نمياد حسرت خورده باشم براي كذشته ها.. كاشكي ميشد بهت بكم جقدر صداتو دوس دارم.. ترانه ي حسين حسين روي لباتو دوس دارم..
حالا توي حسرتم، دور خودم ميجرخم.. از آدماي تازه متنفرم.. از هرجيزي كه بوي تورو نداشته باشه فرار ميكنم..
آخخ..
آخخخ خدا..
آخ دلم.. دلم امام رضا ميخواد..
تويي كه با هر نفست مسيحو زنده ميكني.. دلاي توي قفسو مثل برنده ميكني.. توي خدايي جشات عالمو بنده ميكني..
منو توي برزخ اين تشنه لبي رها نكن.. تورو خدا به روي بركناه من نكاه نكن.. بذار مريضت بمونم درد منو دوا نكن.. لب منو از لباي مشك خودت جدا نكن..
..
آخ.. آخ خدا دلم درد داره.. درد ميدوني به جي ميكم؟
آخ خدا.. خدايا نفسم.. نفسم بالا نمياد.. بهونه ي نفس كشيدن منو بهم بركردون..
آرزومو يادت رفته؟ فرشته ي منو با تمام سعادتي كه احاطه اش كرده بهم بركردون..
نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 6:46 بعد از ظهر توسط لنگه به لنگه| |


Design By : Night Skin