تبليغاتX
یه لنگه کفش -


یه لنگه کفش

...ت م ا م ن ا ت م ا م م ن ب ا ت و ت م ام م ی ش و د...

امشب اينجا يه جوريه. هواي امام زاده يه جوريه.. امشب تا دلم خواست شكايت كردم و دل خالي نشد اما..
روبروي ضريح طاقت ايستادن ندارم.. توي دلم يه جيزايي هست كه نمي تونم از خودم جداشون كنم..
دلم از دست عالم و آدم به درده امشب..
خدايا.. اين بود عيدي ما؟ استجابت هاي جدا جدا؟ خير و صلاح تكي؟ عاقبت بخيري انفرادي؟
اين بود تفسير استجب لكما؟
كجاي اون قصه ي موسي تبعيد ميشد؟ من اعتماد كرده بودم به أدعوني استجب لكم.. آخه حرف خودت بود..
آخه حرف تو حرف بود هميشه..
..
طاقت ايستادن روبروي ضريحي كه تو بهش دست كرفتي و دعا كردي رو ندارم.
مناجات مسجد كوفه مكر به دادم برسه.
امشب اينجا يه جوري. يه جوري كه نميفهمم..
خدايا رحم كن.. ديكه نميتونم..
نميتونم فرياد بزنم. دارم خفه ميشم. دارم توي بغضم غرق ميشم. بشكن لعنتييييي..
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 10:19 بعد از ظهر توسط لنگه به لنگه| |


Design By : Night Skin