یه لنگه کفش
...ت م ا م ن ا ت م ا م م ن ب ا ت و ت م ام م ی ش و د...
دائی گفت بذار یه مدت قناریت به حال خودش باشه.
گفت شاید بره تو لک و پراش بریزه.
گفت نگران نباشم، حالش خوب میشه :)
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت
2:18 بعد از ظهر توسط لنگه به لنگه| |
| Design By : Night Skin |


